ღ.•**•.به نام حضرت دوست.•**•.ღ
۲تا ادم برفی ۲طرفه رود خونه عاشقه همديگه ميشن.از عشق همديگه آب ميشن تا شايد وسط رودخونه به هم برسن

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند

ای کاش گل بودی من از باغ ها می چیدمت
یاکه طلوع بودی واز پنجره می دیدمت
ای کاش چشمانت ضریحی داشت چون رنگین کمان
هروقت باران میگرفت از دور می بوسیدمت
در کوچه های شهر غریب دل مگذشتم که ندای آمد در دنیای تنهای هم کسی تنها نیست
این بار تورا پیدا کردم
یعنی هم رازم را این بدان که منهم مثل تو در غربت عشقم









کاشکی هنوز ترانه،ترانه ی سحر بود
که توش دل کوچیکم از همه دنیا سر بود
کاشکی برای پرواز میشد ترانه ای داشت
از اون همه پرستو خط و نشونه ای داشت
حالا تو این غریبی چه نازنینه مهتاب
مهتاب خسته ی من باید بیدار شه از خواب
باید بدونه دیره برای ناز پاییز
که فرصتی نمونده تواین شب غم انگیز









شب را دگر یارای تنهایی نیست
و روز را طاقت فرسودن اوقات امیدواری
خدایا تو را بدانگونه که هستی نمی توانم خواند
بدانگونه که می شناسم می خوانم که مرا ادامه دهی
نور فانوسم را در روز گم کرده ام...
کجاست و کدامین سو؟
دگر خسته ام از پی گشتی هر آنچه که تو نمی خواهی و من می خواهم
خسته از هر آنچه که نیست









شايد آنروز كه نقاش خيال// روي پيشاني ما// نقش كابوس زمان را مي ريخت// رنگ مهتاب نبود // رنگ شب بود و سكوت // كه گره هاي ترك خورده ي عشق// روي تابوت زمان نقش شدند// نتوانستم من باز كنم // چون مرا در قفس ديگري از عشق بيانداخت به دام// و تو آزاد و رها در تپش پنجره ها غرق شدي// رنگ تقصير نداشت// دست خلاق هنر مند جهان // قصه ي ما را با هم// روي يك بوم كشيد //
نوشته شده توسط ღ.•**•.مریم.•**•.ღ در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 ساعت 18:27 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

سلام
ای رهگذر کوچه های خلوته دل من با نگاه بی انتهایت به عمق تک تک حروف واژههایم بنگر
و ارام ارام مرا همراه این صفحه ورق بزن و بعد به رسم روزگار من و عمق نوشته هایم را به دست
فراموشی بسپار
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
Show Recent Messages (F3) amin bk25: www.agna.blogfa.com